تبليغاتX
دایره مهربون

امروز پس از مدتها دارم آپدیت می کنم....از طرفی درس و دانشگاه و از طرف دیگه کار و کاسبی بدجوری سرمو گرم کرده طوری که حتی وقت ریش زدن هم ندارم، این هفته هم که یه عروسی  افتادیم...اونم عروسیه پسر عموئه

...راستی تابستون واحد عملیات کشاورزی برداشتم...کلی حمّالیه ولی خیلی حال میده ، هر روز با دست پر میرم خونه  کلی گوجه ، خیار ،بادمجون ، حتی شیر بلال....مامانم اینا کلی تحویلم میگیرن...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 0:22 توسط علی زهره وند |

آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟

 

خدا می داند،ولی........................

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه

 می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی

 را کلاه گذاشت.

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش

 از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

 

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال

 سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار

نمی توان به آن پاسخ داد.

 

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،

روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها

 بنویسند.

 

خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح

 آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات

 یادمان رفته باشد.

 

خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم

 وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 17:29 توسط علی زهره وند |

امسال سال پیامبر نامگذاری شد...وظیفم دونستم که مطلب زیر رو برای ادای دینی هر چند ناچیز در حق ایشون بنویسم:

متاسفانه بسیاری از ما از جمله خود من آنگونه که باید پیامبر خویش را نشناخته ایم و با شیوه رفتار و عمل وی در مقاطع مختلف ، آشنایی کاملی نداریم.از اینرو بر ماست که به عنوان یک مسلمان پیامبر خود را هر چه بیشتر و بهتر بشناسیم و اولین قدم در این راه شناخت شبهات در مورد شخصیت نورانی پیامبر ، پیگیری و حلّ آنهاست.

امروز دشمنان بشریت برای مبارزه با اسلام ، راس دین یعنی شخصیت پیامبر را مورد تهاجم قرار داده اند تا با ایجاد شبهاتی در مورد آن وجود نورانی در اذهان مسلمین آنها را سست ایمان کنند.

نباید فراموش کنیم اگر ما به یگانگی خدا ایمان داریم به خاطر وجود نبی اکرم است. اگر قرآن را تلاوت می کنیم و از آن لذت می بریم به خاطر وجود نبی اکرم است. اگر می گوییم امیر المومنین علی (ع) ولی و سرپرست ما بعد از پیامبر است بدان جهت است که پیامبر او را به ما معرفی کرده و قطعا اگر شخص دیگری را معرفی می کرد ما او را مقتدای خود قرار می دادیم. اگر می گوییم امام حسین(ع)شهید راه خداست بدان جهت است که خود حضرت بارها عنوان کردند هدف من از قیام عاشورا زنده کردن سنت جدّم رسول خداست و اگر می گوییم روزی حضرت قائم(عج)ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد می کند بدان جهت است که پیامبر این نوید را به ما داده اند.

لحظاتی با شخصیت پیامبر:

پیشوای عظیم الشّان اسلام بسیار با ابهت بود ، در دلها جای داشت و عزیز بود.چهره اش چون ماه تابان می درخشید و به زیبایی و پاکیزگی  آراسته بود.در تنهایی محزون و متفکر و در میان جمع بشّاش و گشاده رو بود و غالبا تبسمی بر لب داشت. از امور دنیا به آنچه موجب دلبستگی و غرور مردم می شد نظر نمی کرد و بسیار دوست می داشت که با خدای خویش خلوت کند.بسیار سهل گیر ، ملایم و خوشخو بود و هرگز آنچنانکه روش اغلب قدرتمندان عالم است برخوردی تند و رعب آور نداشت.روزی عربی بادیه نشین خدمتشان آمد و حاجتی داشت، وقتی جلو آمد از هیبت آن حضرت بر اساس چیزهایی که شنیده بود رعب پیغمبر اکرم(ص) او را گرفت و زبانش به لکنت افتاد.حضرت ناراحت شدند. پرسیدند از دیدن من زبانت به لکنت افتاد؟ سپس فورا او را بغل گرفتند و فشردند ، سپس فرمودند آسان بگیر و آسوده باش. من از جبابره نیستم، من پسر آن زنی هستم که با دست خودش از پستان گوسفند شیر می دوشید ، من مثل برادر شما هستم.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:22 توسط علی زهره وند |

سلام برو بچ.......عید میلاد پیامبر و امام صادق هم مبارک باشه....این ترم هم مثل ترم قبل سرم کمی شلوغه...چون هم باید سه تا مقاله تحویل بدم و هم اینکه از الان یه مطالعاتی رو درسام داشته باشم....راستی جمعه با خونواده رفته بودیم ابیانه......یه روستای ییلاقی تو دل کوه در حوالی شهر نطنز...البته اگه آدرس دقیقشو بخواین باید بگم اتوبان کاشان-نطنز، یعنی که به نطنز نمیرسه....خونه های روستا قرمز رنگ و مردم هم با لباسای محلی و زیبا....میتونین عکسای زیر رو ببینید:

پیاده روهای روستا رو با خانمای محلی و البته من و بابام و داداشم هم تو عکس هستیم

 

باید بگم من عاشق این درای قدیمی هستم...ایشالا اگه خودم خونه بخرم براش یه همچین دری میزارم.....

فعلا یا حق.........

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 23:4 توسط علی زهره وند |

دوستان سلام...ببخشید که دیر به دیرآپ میکنم...حقیقتش سرم خیلی شلوغ بود....با تاخیر سال نو رو هم بهتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین....البته ایشالا که عید هم بهتون خوش گذشته باشه...من که تو این عیدی همش مسافرت بودم..برا همین میگم سرم هم شلوغ بود....

 

کویر نوردی هم صفایی داره ها.......

راستی فردا روز تولدمه......

زود بر می گردم....فعلا بای.........

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 9:44 توسط علی زهره وند |