پاسداشت حریم پیامبر رحمت و آزادی
پنج شنبه گذشته در جلسه ای تحت عنوان فوق که در محل حسینیه ارشاد برگزار شده بود شرکت کردم،البته این جلسه از طرف جبهه مشارکت برگزار شده بود و همونطور که از عنوان جلسه هم پیداست جهت پاسخگویی به اهانت هایی که به ساحت قدسی پیامبر اکرم شده بود برگزار شد.
در طول جلسه عده ای به سخنرانی پرداختند از جمله میناچی رئیس موسسه حسینیه ارشاد و وزیر فرهنگ دولت موقت،مصطفی ملکیان، سیدمحمّدرضاخاتمی،نمایندگانی از طرف مسیحیان و یهودیان ایران،محسن کدیورو....و همچنین دو تن از شاعران به نام یعنی آقایان بادکوبه ای و امین پور در مدح پیامبر اشعاری رو ایراد کردند.
در کل نتیجه ای که پیش خودم از این جلسه گرفتم این بود که با توسل به خشونت نمی توان از مقدسات دفاع کرد و با توسل به مقدسات نیز نمی توان دست به خشونت زد!!
به قول آیه قرآن که می فرماید:
((ای گروه مومنان ، به مقدسات دیگران توهین نکنید و ناسزا نگویید تا آنها نیز گستاخ نشوند و خدای شما را به نا حق ناسزا نگویند.))
از آیه فوق می توان نتیجه گرفت که اصل اساسی آزادی بیان و احترام متقابل در جوهره اصلی دین اسلام قرار داشته و دارد و متاسفانه با خشونت طلبی عده ای از به ظاهر مسلمانان این اصل کمرنگ تر شده است.
با توجه به آیه فوق وظیفه ماست که با استدلال منطقی به دفاع از پیامبر خویش بپردازیم و البته ناگفته نماند که خود پیامبر برای ما بهترین سرمشق و الگو قرار داده شده است—آیه قرآن—((پیامبر را برای شما اسوه حسنه قرار دادیم)).
بد نیست در داستان زیر تاملی داشته باشیم:
سلام یهود
عایشه همسر رسول اکرم (ص) در حضور رسول اکرم نشسته بود که مردی یهودی وارد شد.هنگام ورود به جای سلام علیکم گفت:(السام علیکم)یعنی مرگ بر شما.طولی نکشید که یکی دیگر وارد شد . او هم به جای سلام گفت:(السام علیکم).
معلوم بود که تصادف نیست.نقشه ای است که با زبان رسول اکرم را آزار دهند.عایشه سخت بر آشفت و فریاد زد که :(مرگ بر خود شما و ...)
رسول اکرم فرمود: ای عایشه ، ناسزا مگو!ناسزا اگر مجسم گردد بدترین و زشت ترین صورتها را دارد.نرمی و ملایمت و بردباری روی هر چه گذاشته شود ، آن را زیبا می کند و زینت می دهد،و از روی هر چیزی برداشته شود از قشنگی و زیبایی آن می کاهد.چرا عصبی و خشمگین شدی؟
عایشه : مگر نمی بینی یا رسول الله که اینها با کمال وقاحت و بی شرمی به جای سلام چه می گویند؟!
__ چرا، من هم در جواب گفتم:(علیکم)—بر خود شما—همین قدر کافی بود.
داستان راستان شماره 41
پس با توجه به سیره نبوی حمله به سفارتخانه و آتش زدن درب آن کاری عبث و بیهوده بوده و جز خرج تراشی روی دست وزارت خارجه جهت پرداخن خسارات نتیجه دیگری ندارد.
همچنین کسی نتوانسته با خشونت عده ای دیگر را قانع کند گرچه اعتصاب و اعتراض دسته جمعی کار فرهنگی مناسبی است که با خشونت طلبی متفاوت است.
در مورد آزادی بیان در دین اسلام نیز بد نیست به آیه زیر توجهی داشته باشیم:
((انسان را از نطفه ای بی ارزش آفریدیم و حالا برای ما زبان باز کرده و می گوید:آیا ممکن است بعد از مرگ دوباره زنده شویم؟...آری بگو آن خدایی که تو را برای اولین بار آفریده به آفرینش مجدد تو عالم و قادر است....
داستان از این قرار بوده که مردی مشرک در حضور پیامبر استخوانی را خرد و در هوا پراکنده می سازد و رو به سوی پیامبر کرده و می پرسد:چگونه ممکن است این استخوان ها جمع شوند و دوباره زنده شویم؟...
ذکر این نکته الزامی است که آزادی بیان در اسلام ناب محمّدی به حدی بوده که مشرکی به خود اجازه می داد تا اعتقادات یک دین را در جلوی رئیس و پیام آور آن دین انکار کند و می بینیم که پیامبر نیز با سعه صدر و با توجه به وحی الهی به آن مرد جواب می دهد.............
یا حق.