سلام برو بچ.......عید میلاد پیامبر و امام صادق هم مبارک باشه....این ترم هم مثل ترم قبل سرم کمی شلوغه...چون هم باید سه تا مقاله تحویل بدم و هم اینکه از الان یه مطالعاتی رو درسام داشته باشم....راستی جمعه با خونواده رفته بودیم ابیانه......یه روستای ییلاقی تو دل کوه در حوالی شهر نطنز...البته اگه آدرس دقیقشو بخواین باید بگم اتوبان کاشان-نطنز، یعنی که به نطنز نمیرسه....خونه های روستا قرمز رنگ و مردم هم با لباسای محلی و زیبا....میتونین عکسای زیر رو ببینید:

پیاده روهای روستا رو با خانمای محلی و البته من و بابام و داداشم هم تو عکس هستیم

باید بگم من عاشق این درای قدیمی هستم...ایشالا اگه خودم خونه بخرم براش یه همچین دری میزارم.....
فعلا یا حق.........
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 23:4 توسط علی زهره وند
|
دوستان سلام...ببخشید که دیر به دیرآپ میکنم...حقیقتش سرم خیلی شلوغ بود....با تاخیر سال نو رو هم بهتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین....البته ایشالا که عید هم بهتون خوش گذشته باشه...من که تو این عیدی همش مسافرت بودم..برا همین میگم سرم هم شلوغ بود....

کویر نوردی هم صفایی داره ها.......
راستی فردا روز تولدمه
......
زود بر می گردم....فعلا بای.........
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 9:44 توسط علی زهره وند
|