تبليغاتX
دایره مهربون

دوستان سلام...ببخشید که دیر به دیرآپ میکنم...حقیقتش سرم خیلی شلوغ بود....با تاخیر سال نو رو هم بهتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین....البته ایشالا که عید هم بهتون خوش گذشته باشه...من که تو این عیدی همش مسافرت بودم..برا همین میگم سرم هم شلوغ بود....

 

کویر نوردی هم صفایی داره ها.......

راستی فردا روز تولدمه......

زود بر می گردم....فعلا بای.........

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 9:44 توسط علی زهره وند |

خانمهاي عزيز مقصر خودتون هستيد…

رو راست بگم ، زنهاي ايراني فقط بلدند حرف بزنند و غر بزنند و نق!! ولي يكيشون يك سانت حاضر نيست از جاش تكون بخوره! ما دو گروه زن داريم، يك گروه كه از جاشون تكون نمي خورن واسه اينكه ته قلبشون از وضعيت موجود راضي هستند! من با اينها كاري ندارم و براشون آرزوي خوشبختي ميكنم! اما گروه دوم زناني هستند كه سهم بيشتري را طلب ميكنند ولي اينها هم تكون نمي خورند چون از تغيير شرايط ميترسند! فكر ميكنند ممكنه همين شرايط رو هم از دست بدهند! آدم ترسو هم هرچي سرش بياد حقشه!من امروز مي خواهم حسابي سرتون داد بزنم تا شايد يكم بخودتون بياين.البته بازم بعيد ميدونم چون اكثراً نميدونين حقوقتون چي هست.حالا ببينيم چه بلايي دارين سر خودتون ميارين..
اولين اونها اينه شما در عمل مي پذيرين كه نسل دوم هستيد!شما حقوقي رو به آقايون طي سالها داديد و اينقدر اين كار رو ادامه داديد كه اونها ديگه الان فكر ميكنن اين حقوق اصلاً مال اونهاست!باور كنين شما خودتون هم مرض دارين! شما خودتون رو در پس پرده قرار ميدين و ميذارين براتون تصميم بگيرن، اسمش رو هم ميذارين نجابت! احترام! گند زدين ديگه.شما دارين واسه ديگران زندگي ميكنين. شما به پدرها و مادرهاتون اجازه ميدين براتون نقش تعيين كنند! درحاليكه بايد بهشون احترام بذارين، باهاشون همفكري كنين ولي تصميم آخر با شما باشه.شما طبق نظر اونها دارين با طرز فكر صد سال پيش حركت ميكنين و فكرم ميكنين مدرن شدين!از نظر اونها دختري براي ازدواج خوبه كه با هيچ پسري رابطه نداشته باشه! يه آدم كور بيسواد كه بايد تو خونه شوهر چيز ياد بگيره! يعني انتهاي اصل برده داري.شما رو از تو الكل در بيارن تحويل يه نفر بدن و ازش بخوان كه شما رو خوشبخت كنه! يه دانشجوي تلنگ در رفته كه افتخارش اينه با 4 تا دختر تو كافي شاپ بوده و يه بار هم رفته سينما!! بعد هم پدر و مادرتون يه خروار آت و آشغال به اسم جهيزيه براتون ميگيرن و خانواده پسره هم مثلاً وضعشون كويته! يه خونه واسه پسرشون ميخرن و بهش ميدن! ميگن بفرماييد آقا و خانم قناري!توش زندگي كنين! خفه هم بشين ، اين يعني زندگي!!پسره فقط ميدونه بايد كار كنه تا خرج خونه رو بده و زن بهش دادن كه شبها يه اسباب بازي دستش باشه!مهم

هم اينه كه كسي به اسباب بازيش نگاه چپ نكنه! دختره رو هم تو گوشش خوندن كه خانمي يعني اينكه مثل گوسفند سرت پايين باشه و به همه چيز راضي باشي و هرچي شوهرت ميگه بگي چشم! كارهاش رو بكني و خدا رو هزار مرتبه شكر كني كه يه سقف بالا سرتون دارين! روزي هزار بار خودت رو گول بزني كه زندگي يعني همين و همه دارن اينجوري زندگي ميكنن!همه خواسته هاي روحي خودتو بكشي و منتظر لحظه اي باشي كه آقاهه مي خواد با اسباب بازيش بازي كنه تا شايد اون موقع يه نگاهي بهتون بندازه و دستي به زخمهاي روحيتون بكشه ، اونهم تا قبل از اينكه خودش رو خراب كنه!حرف هم نبايد بزني چون والدينتون براتون زندگي فراهم كردن و اگر بشنوند شما چشم دريده ها نق ميزنين انگ ......... بهتون ميزنن تا شديداً سركوب بشين كه ديگه ياد نگيرين حقي رو طلب كنين! يه مدل ديگش هم هست.مادراني كه تمام حسرتهاي جونيشون رو نمي خوان به فرزنداشون منتقل كنن و بدون هيچ اصولي اونها رها ميكنن تا آزاد باشند!دختراني كه افتخارشون اينه كه ماشين فلان مدله باباشون رو سوار ميشن و انتهاي با كلاسي هستن چون چهارتا كلمه انگليسي لاي حرفاشون بلغور ميكنن، آخرين كاست back street boys
گوش ميدن بدون اينكه يه كلمه بفهمند، لباس تيتيش بپوشن ، مثل مداد شمعي بشن ، برن كوه كه جوجه كباب بخورن ، انتهاي مطالعه اونها فلان كتاب فهيمه رحيمي و برنارد كريستوفره! عين ماست حرف بزنن و كنسرت گروه آرين برن و دو تا بوسه هم رد و بدل كنند چون تا اينجا نشونه عشقه و از اين حد به بعد نشونه فحشا!! يا بشينن درس بخونن كه فلان دانشگاه قبول بشن كه خواستگار بهتري گيرشون بياد! فكر نميكنين دچار پوسيدگي شدين؟! از اون طرف عين آدمهاي كور با فرهنگ منحط صد سال پيش باباهاتون ازدواج ميكنين!بغير از افاده نه شما چيزي بلدين و نه همسرتون! فكر ميكنين موفق ميشين؟زندگيتون به يه تف بنده، واسه جلوگيري از اين هم شرايط رو سخت ميكنين! عين آدمهاي بي ارزش خودتون رو با مهريه هاي سنگين در معرض خريد و فروش قرار ميدين!آخه مهريه سنگين عامل استحكام ازدواجه؟! شما حاضرين با مردي كه بهتون علاقه نداره و فقط بصرف مهريه سنگين باهاتونه زندگي كنين؟؟ !!ديوار بلند بي اعتمادي رو با پول ميخواين خراب كنين؟؟ چند هزار سكه طلا ميذارين پشت قبالتون آخرش هم يه پاپاسي گيرتون نمي ياد!!خنده دار نيست خدا وكيلي…

حالا چه بايد بكنيد

1-بار علمي خودتون رو بالا ببريد در جهت صحيح.اين چيزي نيست كه من يادتون بدم.خودتون بايد بفهمين تا ارزش واقعي پيدا كنين.اونوقت ميشه گفت كه اينقدر شايسته هستيد كه بايد براتون كاري كرد.

2-بايد براي خروج از طوق اسارت مهريه سبكي رو در نظر بگيرين كه قابل پرداخت باشه آنهم فقط واسه اينكه بتونين در يه شرايط اضطراري خودتون رو جمع و جور كنين و دنيا رو سرتون خراب نشه.

3-به جاي اين راه حلهاي مسخره والدينتون يه بند به قباله ازدواجتون اضافه كنين.در صورت عدم تفاهم ، شما هم حق طلاق خواهيد داشت.مردي كه شما رو واقعاً دوست داره بايد اين حق رو بپذيره.هر خواستگاري هم كه غرغر كرد بلافاصله بندازينش بيرون! چون مردي كه حاضر به پذيرفتن اين شرط نيست فردي ميباشد كه از قدرت خودش در خوشبخت كردن شما مطمئن نيست و مسلماً يك چنين فرد متزلزلي بدرد شما نميخوره.در صورت رعايت اين مسئله ديگه مرد خيالش جمع نيست كه هر غلطي بكنه شما مجبورين بسوزين و ازش ترحم، گدايي كنيد.خودش رو جمع و جور ميكنه و حساب كار دستش مياد كه قبول مسؤليت خوشبختي يه نفر بچه بازي نيست….

البته فراموش نکنین همونطور که قبلا گفتم  شما باید بار علمیتون رو تو مرحله توریست بالا ببرین..باید سعی کنین ریز و درشت ترین مسائلی که در آینده باهاش سر و کار دارین رو تجربه کرده باشین

فعلا..راستی امیدوارم این دیگه آخرین مطلبی باشه که از این دست مینویسم..بعدا میرم سراغ مطالب قشنگ تر..!!!!


 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 17:5 توسط علی زهره وند |

واقعاً فكر ميكنين شما چه زماني به شرايط ازدواج ميرسيد؟هركسي يه حرفي ميزنه و يه نظري ميده اما تمام اين نظرات ار عرفها و شرايط اجتماع نتيجه ميگيره.بعضيها مسائل مادي رو وسط ميكشند و بعضيها هم دنبال عشق ميگردند.اما ديد روانشناسي قضيه با تمام اينها فرق داره. يه مبحث كاملاً پيچيده كه من سعي مي كنم اون رو به زبان ساده بگم كه قابل فهم باشه.
مسئله اينجاست كه حالات روحي افراد در زندگي شامل چند مرحله ميباشد.ولي قربونش برم بدليل خفقان اطلاعاتي كسي چيزي ازش نميدونه.عرفهاي اشتباه و قفل منطقي افراد هم مزيد بر علت ميشه تا همتون بال بال بزنين و آخرش نفهمين چكاره ايد! درصدي تو ماجرا حل ميشن و درصد بالاتري بعد از ازدواج ميفهمن كه وارد اتاقي شدند كه راه خروج نداره! ميفهمن كه اشتباه كردن و ازدواج اون چيزي رو كه بايد بهشون ميداده، نداده! ميشن مثل خيلي از پدر و مادر ها كه خود رو تلف شده ميبينن و اميدشون رو به بچه هاشون پيوند ميزنن! نهايتاً آنچنان سردر گم ميشن كه آخرش هيچ مفهومي پيدا نمي كنن. عرفها و عقايد غلط داره وادارتون ميكنه با غريزه بجنگين ولي مثل اينه كه براي رفع تشنگي دارين آب نمك ميخورين! در زندگي هر فرد چندين منحني سينوسي وجود داره كه با ورود به هركدام فرد خيلي از تفكرات و نظريات گذشته خود رو دور ميريزه و چيزهاي جديد جايگزين ميكنه.شما مسلماً افكار چهار سال پيش خودتون رو ندارين و اين دليلش پختگي شماست كه در اثر ارتباط با جهان اطراف بوجود آمده.اين منحني ها مدام بالا و پايين ميشن تا خوب پوستتون كنده بشه و گيج بشين اما بالاخره در يك زمان تبديل به يك خط كم لرزش ميشه.بياين به اين مرحله بگيم مرحله فيكس! يعني دقيقاً زمان ازدواج شما! چون شما تمام تغييرات روحي و جسميتون رو انجام داديد و تجربه هاي مختلف پيدا كرديد تا به يك ثبوت شخصيتي برسيد.اما رسيدن به اين مرحله در افراد مختلف فرق ميكنه چون كاملاً بستگي به عملكرد افراد در مرحله قبل از اون داره! مرحله اي كه من اسمش رو ميزارم مرحله توريست! به زبان ساده مثل ورود به دانشگاه ، كه تا پايه علمي قوي نداشته باشيد نميشه.هر فرد بايد قبل از ازدواج يه توريست خوب باشه.اين تمام حرف منه.اين مرحله دوران طلايي هر فرده.چون تو اين مرحله اون ارتباط داره، فرهنگ سازي ميكنه، آزمايش ميكنه، برنامه ريزي ميكنه، شكست مي خوره، پيروز ميشه و تمام اينها باعث ميشه كه فرد پختگي لازم رو پيدا كنه. درصد بالايي از جوانهاي ما مغزشون هنوز نپخته! اونها خام هستند در حاليكه فكر ميكنن كارشون خيلي درسته!اونها هم رو تو دانشگاه پيدا ميكنن، بيرون ميرن، راجع به مطالب بي ربط اظهار فضل ميكنن، هم رو دوست دارن ، 2 دفعه هم رو بوسيدن و آخرش بعد از 4 سال با هم ازدواج ميكنن!غافل از اينكه بعد از چند سال با عبور از يك سيكل ماهيتشون عوض ميشه و اينبار ظرفه كه تو سر هم ميشكنند! يك جفت قناري ما ميشن 2 تا كلاغ بيريخت كه حوصله هم رو ندارن! اونها شخصيتشون مثل يه گل بوده كه زير يه ظرف شيشه اي رشد كرد. باد بهش نخورده تا ريشه محكم بشه.با عبور از يه سيكل، پوچي و حس اسارت و حسرت كارهاي نكرده زندگيشون رو ميگيره.عين والدين خيلي از ماها كه فقط يه ماسك از رضايت رو چهره دارن و هي خودشون رو گول ميزنن كه زندگي يعني همين!! مرحله توريست در زندگي جوانهاي ايراني كمرنگه اما اثرش بعد از ازدواج وحشتناكه.خيلي ها اصلاً روحشون توريسته و حالا حالاها نبايد ازدواج كنند.بعضي ها اصلاً بايد توريست بمونن.اين رو شخصيت تعيين ميكنه.ولي يه توريست خوب بعد از فيكس شدن گول نميخوره.زندگيش رو خوب جمع ميكنه.زن يا شوهر پخته ايه.زني كه رابطه جسمي و عاطفي آزاد داشته ديگه الكي اشتباه نميكنه.مرد رو ميشناسه و انتخاب صحيح ميكنه.نه مثل خيلي از دخترهاي ما كه تو پنبه بزرگ شدن، و تنها شناختشون از مرد دوست پسرشونه ،
مرد رو نميشناسن ولي تو مغزشون پر از افكار جفنگه! يا مثل خيلي پسرهاي ما كه عملاً مغزشون رشد نكرده، نه زن رو ميشناسن و نه ميدونن ماهيتش چيه، دماغشون رو بگيري خفه ميشن ولي ادعاشون سر به فلك ميكشه! همش 2 تا ايده تو سرشونه كه اونهم غلطه! ولي فكر ميكنن دنيا بايد با اصول اونها اداره بشه!! مرحله توريست رو طي كنين.خودتون رو از نظر جسمي و روحي آزاد كنين.بذارين ضربه بخوريد.له بشين تا محكم بشين.تجربه بگيرين.باور كنين انتخاب درست ،يه دختره كه چندين مرحله ارتباطي عشقي ، جنسي، روحي كامل داشته و بدونين اون خيلي موفقتر از يه دختر پاستوريزه است.شما بعد از ازدواج ميفهمين من چي ميگم.ولي اونوقت دير شده.وقتي با يه فرد خام ازدواج كرديد ميفهمين كه يه زن با تجربه هاي قبلي همسر و مادر بهتريه.اون حتي ميتونه كمك ذهني و برنامه ريزي داشته باشه و نه مثل يه ببو جلوتون بشينه.يه فرد بي تجربه بعد از ازدواج باري از دوشتون بر نمي داره بلكه بار خودش رو هم ميذاره رو دوشتون.باور كنين نابودتون ميكنه.يه مرد وقتي تجربه داشته باشه مسلماً پوياتره تا يه فرد قفل منطق.منظور از تجربه اين دوست بازي نيست.چون خيلي از اين روابط لوس اصلاً ارزش نداره كه بخواد به شما پختگي بده .منظور 2 نفره كه كاملاً اكتيو در تمام مسائل هم برخورد دارن.مرحله توريست هرچه موفقتر طي بشه آينده بهتري در انتظار شماست.باور كنين 80% انتخابهاي غلط، سوء تفاهمها، ضربات عاطفي، طلاق، عدم درك و مكافاتهاي بعد از ازدواج از ضعف اين مرحله ميباشد.در انتها باز ميگم بدليل ذهنيت اشتباه كسي رو براي زندگي انتخاب نكنين كه براي امتحان درسش رو نخونده!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 11:58 توسط علی زهره وند |

با سلام خدمت دوستان عزیزم.....

خب من باز هم اومدم در مورد چند تا مطلب در رابطه با زن و مرد نظر بدم(قبل از هر چیز از خانوما وآقایون و به خصوص خانومای محترم عذر میخوام)

  • خب همه ما میدونیم چه از نظر روحی و چه جسمی تفاوتای زیادی بین زن و مرد حاکمه و مهمتر از همه اینکه خیلی از این تفاوتا رو ما مردا بوجود نیاوردیم.. بلکه این کار طبیعت بوده که این بلاها رو سر زن آورده. به عنوان مثال : بچه دار شدن بیشترین رنجش مال مادره(گرچه وقتی بچه بزرگ بشه پدر باید جور بیشتری بکشه)ولی بهر حال خانوما این یه تیکه رو بیشتر از مردا سختی میبینن..تازه یه مادر باید 9 ماه بچه شو با خودش حمل کنه و آخر سر هم با درد زایمان بچه رو به دنیا بیاره و وظیفه داره 2 سال هم بهش شیر بده..!!
  • از طرفی هم مشکل پریود و تا حدودی بکارت(که به نظر من این یکی مشکل آنچنانی نیست چون راه حل هم داره) هم فقط برا خانوماست...

     اما من چی میخوام بگم:

     اگه کمی ایمانتون قوی باشه میبینین که این دنیا زود گذره و اصل اونوره . پس دیگه نباید براتون سخت باشه که اسم پدر معرف بچه هاتونه یا اینکه فلان حقمون پایماله و از این حرفا (البته هر کدوم از اینا جای بحث کردن داره که چون من رو قوانین حقوقی مطالعه نداشتم  نظر نمیدم)... به هر حال همه ما وظیفه ای داریم که اگر اون رو به نحو احسن انجام بدیم زودتر به کمال مطلوبی که مد نظر خداست میرسیم..حالا حر ف من اینه که خدا با وجود این مشکلاتی که برا خانوما تو دنیا بوده تو آخرت تخفیفایی قائل میشه که مردا از این جور امتیازا به پستشون نمیخوره..

خب دیگه اینکه اگه کمی مرام داشته باشین خواهید دید که مردها هم مشکلات خودشونو دارن..پس همونطور که گفتم با دید گذشت با مسائل برخورد کنید.

در ضمن در مورد مسائلی مثل تعدد زوجات و فرق بین فرزند پسر و دختر و .... تو پستای بعدی صحبت میکنم .

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 18:22 توسط علی زهره وند |

جدیدا یه مسئله ای پیش اومد که باعث شد تا من چند تا نکته رو مشخص کنم:

قبل از هر چیز اینو بگم که من برای نظر دادن در مورد یه موضوع همه جوانب رو میسنجم..مثلا وقتی یه دختری دلش از یه آقا پسر پره و تو وبلاگش در مورد آقایون بینوا نظرات نامتناسبی مینویسه من تو ذوق دختر خانوم نمیزنم که..سعی میکنم با یه سیاست خاصی نظرم رو بدم و مقصودم رو برسونم..اینو باید قبول داشت که هم تو آقایون و هم تو خانوما این اتفاق میفته که یکی دیگری رو ترک میکنه (حالا به هر دلیل) و اما نکات زیر که روی تفاوت بین دختر و پسر بحث میکنه:

 

1-     دختر بیشتر ناز میکنه و بنابراین اولین قدم در دوستی رو پسرها باید بزارن(مثل خود من که تا حالا با هر دختری رابطه حتی معمولی هم داشتم همین طوری بوده)..در نتیجه این ریسک وجود داره که شخصیت پسرا ضایع بشه..

 

2-     به قول یه بنده خدایی پسرا دور اندیش تر هستن ، برا همین تو دوستی با یه دختر سعی میکنن حد اعتدال رو رعایت کنن و اگه متوجه بشن که کار به جایی میکشه که دختر فکر میکنه پسر باید باهاش ازدواج کنه دوستی رو بهم میزنن یا خیلی با شعور باشن صریحا به دختر میگن که رابطشون فقط برای ارضا شدن نیازهای روانی دوران مجردیه و برای یه عمر زندگی به درد هم نمیخورن..البته استثنا هم وجود داره...

 

 

3-     اکثر دخترا (و نه همه) با دیدن کوچکترین ایرادی از پسر اونو تو سرش میزنن(حتی تو  زوجهای جوون هم دیده شده) و این در حالیه که پسرا نه تنها با عشق واقعیشون همچین کاری نمیکنن که حتی با یه دختر نا آشنا هم دست به چنین عملی نمیزنن(مگر در مواردی که از قبل با هم مشاجراتی داشته باشن)..

 

4-     دخترا خود شیرینی میکنن و پسرا هم باید تحویلشون بگیرن ولی پسر با کوچکترین خودشیرینی(که شاید میخواد یه جوری محبت کنه که البته خود منم با همچین محبتی موافق نیستم) مورد سرزنش دختر واقع میشه..

 

 

5-     باز به قول همون بنده خدا پسرا همه چیزو تو خودشون میریزن ، ولی دخترا خیلی راحت تر میتونن با گفتن مشکلاتشون خودشونو تخلیه کنن(اگه یه نگاه به آمار ها هم بندازین میفهمین که میزان افسردگی و مرگ و میر زودرس در آقایون بیشتره..!!)برا همینه که پسرا همیشه تابلو تر هستن و همه جا معروفن به بی وفا..!!

 

6-     نکته مهم بعدی اینکه اگر یه نگاه به قوانین زندگی زناشویی در اسلام بندازین ، خواهید دید که بر خلاف تصور دخترا ، همه چیز به نفع ما پسرا نیست ، بلکه همه بدبختیاش به نفع ما پسراست.مثلا:

 

الف- دختر میتونه در قبال کار کردن تو خونه از شوهرش تقاضای حق الزحمه کنه ولی شوهر بدبخت وظیفشه از صبح تا شب سگ دو بزنه(بخونید زحمت میکشه)...!!

 

       ب- شوهر باید عین همون غذایی رو که دختر تو خونه پدریش می خورده براش فراهم کنه  در غیراینصورت اگر کیفیت غذا کمتر باشه دختر میتونه شکایت کنه و مابه التفاوت هزینه غذا رو از شوهرش مطالبه کنه...!!

 

      ج- تنها زحماتی که به عهده دختراست ، یکی تربیت بچه هاست که اون هم با مرد مشترکه و دیگری ارضا کردن تمایلات جنسی شوهره که اون هم خداییش باز به نفع دختراست ، با بدبختی هایی که بالا براتون شرح دادم دیگه جایی برا لذت بردن از غریضه جنسی در وجود مرد باقی نمیمونه..!!

 

د- در مورد قضیه مهریه و نفقه و ... حرفی نمیتونم بزنم ، چون پیامبر در حدیثی فرموده: مهریه ضامن پایداری خانواده هاست..پس بنابراین من بهتره حرفی نزنم.

 

نتیجه آخر اینکه:

نا امید نشین..با این توضیحاتی که من بهتون دادم فکر نکنین نمیشه زندگی مشترک داشت. فقط در صورتیکه هم دختر و هم پسر واقعا عاشق هم باشن و گذشت رو فراموش نکنن میتونن در کنار هم زندگی کنن ، البته این گذشت بیشتر متوجه دختراست با توجه به قضایایی که بالا براتون شرح دادم می طلبه دخترا بیشتر گذشت کنن و منت زیادی هم سر شوهر بینواشون نزارن که ما این کار و میکنیم.... بچه تو  نگه میداریم....خونتو جارو میکنیم و .... اگه اینجوری نکنن مرد بینوا هم خسته نمیشه و خدای نکرده دنبال هرزه گری نمیره...

 

 

راستی من الان یه جعبه دستمال کاغذی رو تموم کردم و یه جعبه دیگه هم تقریبا دارم تموم میکنم....بد جوری سرما خوردم..تا این مطلبم تایپ کنم کلی طول دادم...بدبختی تو این ماه رمضونی که بدنمون اینقده به آب احتیاج داره هی از بینیمون آبه که روونه..!!  برام دعا کنین زود تر خوب بشم....

اینا رو هم که نوشتم براتون نمیگم 100% درسته..نظر شخصیمه..اگه خواستین جای دیگه بنویسینشون اشکالی نداره فقط اگه مرام داشتین اسم ما رو هم بزارین...یا حق.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 8:51 توسط علی زهره وند |

این دیوانگیست........

که از همه گلهای رز تنها به خاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 21:53 توسط علی زهره وند |